قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2766
تاريخ الفي ( فارسى )
و تفصيل اين مجمل آنكه قبل از اين قلمى شد كه بعد از آنكه مدينهء عسقلان را امير الامراى خليفهء مصر ، امير افضل ، از دست فرنگ انتزاع نمود ، به اشارهء خليفه ، الآمر به احكام اللّه ، ايالت آن بلده به شخصى حواله شد كه او را « شمس الخلافه » گفتندى . و چون آن حرام نمك به عسقلان درآمد ، فى الحال كس پيش ملك بغدوبن ، صاحب بيت المقدّس ، فرستاده اظهار اطاعت و انقياد او نمود و با خليفهء مصر ، الآمر به احكام اللّه ، مخالفت مىورزيد . و چون اين خبر ، به مصر رسيد امير الامرا امير افضل را فرمود كه پيش از آنكه اين حرامنمك قوّت يابد به فكر او بايد بود . بنابراين ، امير افضل يكى از امراى بزرگ را با لشكرى انبوه به بهانهء غزاى فرنگ به جانب عسقلان فرستاده و با وى گفت : مصلحت چنان است كه تو با مردم مطلقا غير از اينكه به جنگ فرنگ مىروم هيچ چيز ديگر اظهار نكنى تا آنكه به عسقلان درآيى . و چون به عسقلان درآيى بايد كه شمس الخلافه را دست و گردن بسته به اينجا فرستى و ايالت آن بلده به تو متعلّق خواهد بود . القصّه ، چون امير به عسقلان رسيد شمس الخلافه بر حقيقت حال اطلاع يافته ايشان را تمكين نداد كه به عسقلان درآيند و مخالفت خليفهء مصر را آشكار گردانيد . امير افضل چون اين حكايت شنيد ، بسيار انديشناك شد كه مبادا آن حرامنمك شهر را به فرنگيان بدهد . بنابراين ، شروع در ملايمت كرده كس پيش شمس الخلافه فرستاده او را دلدارى بسيار نمود و جايگيرى ، كه در مصر داشت ، باز به وكلاى او بازداد ، امّا خفيه كس پيش اهالى عسقلان فرستاده ايشان را بر قتل او ترغيب و تحريض بسيار نمود . بنابراين ، در اين سال جمعى كثير از اهالى و اعيان متّفق شده در وقت سوارى شمس الخلافه بر وى ريختند و او گريخته به خانهء خود درآمد . ايشان نيز تعاقب او رفته او را به قتل رسانيدند و اموال و اسباب او را به غارت بردند و سر او را به مصر فرستادند . خليفه ، الآمر به احكام اللّه ، آن جماعت را به عنايات پادشاهانه سرافراز ساخته به مراتب ارجمند رسانيد و يكى از امراى خود را ، كه به عدالت و دولتخواهى مشهور و معروف بود ، به ايالت آن بلده فرستاده از دغدغه خاطر فارغ البال شد . و هم در اين سال تنكرى ، صاحب أنطاكيّه ، لشكر بسيار جمع آورده عنان عزيمت به صوب قلعهء اثارب « 1 » ، كه در سه فرسخى مدينهء حلب واقع است ، منعطف داشت . چون به حوالى آن قلعه رسيد ، آن را محاصره نمود و راههاى غلبه را بر ايشان بست . اهالى قلعه از اندرون نقبى
--> ( 1 ) . م ، ق : ايارب .